علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل بینالملل نوشت: تجربه نشان داده است که در اسرائیل، شکلگیری ائتلافهای حکومتی پس از انتخابات زمانبر بوده است؛ بهگونهای که گاهی تشکیل دولت ماهها به طول انجامیده و این روند بدون نخستوزیر جدید طی شده یا نخستوزیر قبلی تا زمان برگزاری انتخابات مجدد یا تشکیل ائتلاف جدید، اداره امور را بر عهده داشته است.
بنابراین، در اسرائیل که معمولاً هیچ حزب واحدی نمیتواند اکثریت کرسیهای پارلمان را به دست آورد، شکلگیری ائتلافهای دولتی مستلزم مذاکرات و توافقهایی میان احزاب و جناحهای مختلف است.
در این مذاکرات، نزدیکی دیدگاههای احزاب و میزان توانایی آنها برای همکاری با یکدیگر اهمیت دارد؛ برای مثال، در زمینه تقسیم کرسیهای وزارتخانهها، تعیین وزیران از میان احزاب مختلف و دستیابی به توافق بر سر مسائل اقتصادی و سایر موضوعات داخلی این روند مهم است. در این میان، به نظر میرسد که سیاست خارجی در اسرائیل موضوع اختلاف چندان جدی میان احزاب مختلف نیست؛ زیرا در این حوزه، نوعی رویکرد تثبیتشده و استراتژی کلی وجود دارد که با روی کار آمدن هر حزب یا جناحی، کمابیش دنبال میشود.
ازاینرو، محور اصلی اختلافات و مذاکرات احزاب برای تشکیل ائتلاف را باید بیشتر در مسائل داخلی، بهویژه مسائل اقتصادی، و همچنین تاکتیک اجرای سیاست خارجی جستوجو کرد. با توجه به این ملاحظات، در شرایط کنونی احتمال اینکه روند تشکیل دولت به انتخابات مجدد منتهی شود، چندان زیاد نیست.
به احتمال زیاد، جناحهایی که از نظر مسائل داخلی و اقتصادی به یکدیگر نزدیکتر هستند، بر اساس آرای حاصل از انتخابات کنست با یکدیگر به توافق خواهند رسید و دولت را تشکیل خواهند داد. به نظر میرسد اختلافات میان این جناحها، نه در حوزه سیاست خارجی و نه در موضوعاتی مانند غزه و لبنان، آنقدر جدی نباشد که مانع شکلگیری ائتلاف شود.
در واقع، سیاست خارجی اسرائیل در مسیری قرار دارد که تا حد زیادی از پیش تعیین شده است و تشکیل هر ائتلاف جدیدی لزوماً تغییر اساسی در این مسیر ایجاد نخواهد کرد. از این نظر، شاید در شرایط فعلی، نوع ائتلافی که تشکیل میشود، بهاندازه مسائل دیگر اهمیت نداشته باشد. بااینحال، نقش ایالات متحده در این روند بسیار مهم است.
آمریکاییها در عراق نیز در مقاطعی توانستهاند نیروها و افرادی را که به ایران نزدیکتر بودهاند یا از سیاستهای ایران حمایت میکردهاند، بهراحتی از صحنه قدرت کنار بزنند و بهجای آنها افرادی را بر سر کار بیاورند که با سیاستهای آمریکا در منطقه، بهویژه در قبال ایران، هماهنگی بیشتری داشته باشند.
به نظر میرسد چنین امکانی در اسرائیل نیز وجود دارد؛ به این معنا که ائتلافی که در نهایت تشکیل میشود، ممکن است بهگونهای شکل بگیرد که حتی در صورت انتخاب نشدن نتانیاهو، فرد دیگری به قدرت برسد که با سیاستهای آمریکا، چه در سطح منطقه و چه در ارتباط با جنگ با ایران، هماهنگی بیشتری داشته باشد. به نظر میرسد این موضوع یکی از اهداف کلی دونالد ترامپ باشد؛ اینکه بار دیگر از نتانیاهو حمایت کند یا از فردی پشتیبانی کند که به دیدگاهها و سیاستهای نتانیاهو نزدیک است.
بنابراین، با توجه به وابستگی اسرائیل به آمریکا، چه از نظر سیاست خارجی و چه از نظر کمکهای نظامی و تجهیز ارتش اسرائیل، و نیز با در نظر گرفتن نقش لابی صهیونیستی در آمریکا در حمایت از اسرائیل، به نظر میرسد، ایالات متحده و بهویژه دونالد ترامپ نقش بسیار مهمی در روند تشکیل دولت آینده اسرائیل خواهند داشت.
این نقش میتواند در حمایت از نتانیاهو یا از فردی که به دیدگاههای او نزدیک است، برای تشکیل دولت آینده نمود پیدا کند. احزاب در اسراییل از استقلال عمل برخوردارند، اما نمیتوان انکار کرد که ملاحظات خارجی، بهویژه روابط با آمریکا، در انتخاب نخستوزیر آینده اسرائیل و شکلگیری ائتلاف حکومتی نقش بسیار مؤثری خواهند داشت.